۱۰- پنجاه کتاب در یک کتاب

پیش نوشت اول: 

در میان انبوه کتابهای موجود در حوزه ی موفقیت و توسعه مهارت های فردی، تقریبا برای هر دوره و نسلی، کتابی می توان در بازار نشر پیدا کرد که مشتریان خودش را داشته باشد. از کتابهای سخیف و کم ارزش (البته به نظر من)‌ مانند قورباغه و پنیر و سوپ گرفته تا آنها که بعد از ساعتها صرف وقت و خواندن چند صد صفحه، مطالب ارزنده و آموختنی بسیاری دارند.

پیش نوشت دوم:

هر کتاب فارغ از موضوع و محتوای آن، داستان و روندی را در متن خود به همراه دارد که درک صحیح منظور نویسنده، مستلزم مطالعه تمام مطالب و ذهن سپردن به جریان و روند محتوایی است که نویسنده در قالب بخشها و فصلهای هر کتاب، خواننده را دنبال خودش می کشاند. بر همین اساس خیلی ها مطالعه بخشی از یک کتاب و رها کردن آن و یا خلاصه خوانی کتابها را مردود می دانند. (البته به استثنای کتب مرجع و فرهنگ نامه ها)

پیش نوشت سوم:

اصولا حرفه ای های هر رشته و صنعتی، فلسفه ی محصولات All-in-one را مردود می دانند. آنها معتقدند که ادغام چندین کارکرد در یک وسیله از کیفیت و کارایی آن وسیله می کاهد. نمونه ی ساده و دم دستی آن موبایلها هستند که از عکاسی و پخش موسیقی و وب گردی و بازی و آموزش و نقل و انتقال پول و بسیاری کارهای دیگر را انجام می دهند. اما همچنان برای مثال، دوربین های عکاسی، خواستگاه و مطلوب عکاسان حرفه ای هستند. اما در مقابل این گروه، افراد غیر حرفه ای نیز راحتی استفاده و دردسترس بودن امکانات را اولویت خود میدانند و از محصولات همه چیز در یک چیز (All-in-one) استقبال می کنند. 

نوشت:

کتاب «خلاصه ۵۰ کتاب برتر در زمینه موفقیت» اثر تام باتلر، کتاب ۴۳۵ صفحه ای است که خلاصه ی بسیاری از کتب معروف در حوزه ی موفقیت را در خود جای داده است. اگر چه خواندن این کتاب، شما را به هبچ عنوان در جریان روند و داستانی که نویسنده ی هر کتاب، برای تشریح مطالب خود به تفصیل بیان کرده، قرار نمی دهد اما می تواند یک نمای کلی و چهار چوب اصلی محتوای هر کتاب را به همراه نکات و آموزه های کلیدی، برای خواننده بیان کند.

ضمن آنکه فارغ از هر استدلال دیگری، برای علاقه مندان به این موضوعات، کاملا به «صرفه ی اقتصادی» و «صرفه ی زمانی» است.

پی نوشت:

سالهاست میل من برای مطالعه چنین کتابهایی سرد شده که البته این تغییر بینش، برآمده از تجربه ی روزهایی است که رسیدن به «موفقیت» را صرفا از مسیر «مطالعه کردن» می دانستم. هر چه کتاب بیشتر، بهتر. جاهل از اینکه:

دل چو پرگار به هر سو دورانی می کرد

واندر آن دایره سرگشته ی پا بر جا بود (حافظ)

به نقل از استادی، به دوستان عرض می کنم به جای یک بار خواندن کتاب های متنوع و زیاد، یک یا چند کتاب ارزشمند را بارها و بارها مطالعه کنید. یقینا به مراتب اثرگذارتر خواهد بود.

2 سال ago